تبليغاتX
Site Of The mosaferau Balatarin
مسافر استرالیا
دنيا محل گذري بيش نيست و ما هم مسافراني كه چند صباحي رو قراره اينجا سپري كنيم نه اومدنمون دست خودمون بود نه رفتنمون اما مي تونيم تصميم بگيريم كه چگونه زندگي كنيم
 

 

خدایا کفر نمی‌گویم،

پریشانم،

چه می‌خواهی‌ تو از جانم؟!

مرا بی ‌آنکه خود خواهم اسیر زندگی ‌کردی.

خداوندا!

اگر روزی ‌ز عرش خود به زیر آیی

لباس فقر پوشی

غرورت را برای ‌تکه نانی

‌به زیر پای‌ نامردان بیاندازی‌

و شب آهسته و خسته

تهی‌ دست و زبان بسته

به سوی ‌خانه باز آیی

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر در روز گرما خیز تابستان

تنت بر سایه‌ی ‌دیوار بگشایی

لبت بر کاسه‌ی‌ مسی‌ قیر اندود بگذاری

و قدری آن طرف‌تر

عمارت‌های ‌مرمرین بینی‌

و اعصابت برای‌ سکه‌ای‌ این‌سو و آن‌سو در روان باشد

زمین و آسمان را کفر می‌گویی

نمی‌گویی؟!

خداوندا!

اگر روزی‌ بشر گردی‌

ز حال بندگانت با خبر گردی‌

پشیمان می‌شوی‌ از قصه خلقت، از این بودن، از این بدعت.

خداوندا تو مسئولی.

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است . . .

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دایی محسن  | 


هوگوي عزيز خيليها دارن به همون مي خندند و مسخره امون مي كنند بي خيال يكيشون هم تو.


و نه خيلي دورترها . . .

و سر انجام ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دایی محسن  | 

 

For many foreigner’s like me who have lived in Australia for the past few  years , Aboriginal people are seen as indigenous people of Australia who live mainly in Redfern and are often seen playing traditional music in public to earn spare change and who often appear  to have problem’s with alcohol ,gambling and violenc  

 

Aboriginal Australians are often looked down upon in society and treated as lower class citizens are often subject to discrimination and stereotype

 

In February 2008 , Australian prime Minister Kevin Rudd held a National "Sorry Day” which made people such as myself ask the question “why say sorry  What happened to these people for them to deserve an apology

 

Because many people such as myself were led to believe that when white people

Arrived here brought with them culture , religion and many other good thing’s  to

These barbaric people. What I was soon to find out was quite s different story.

 When speaking to a workmate named Bianca Mckenzie , I questioned this “ this

Sorry day “and gave reason’s such as “they are just drunk’s “, “they have no culture” and “white man brought them clothes”, she responded quite angrily,

Calling me “Ignorant” and suggested I do some research about these people, there

History and there culture.

 

She then took it upon herself to do the research and found many interesting and insightful document’s that gave me more of an understanding of these people there history and the rich culture

 

After she brought these documents I decided to translate it into my native Persian language to help more people have an understanding about this matter

 

As I have not found any other website offering a translation on this topic from English to Farsi this will be the first of  its kind and I want to give special thanks to Bianca  Mckenzie for providing all the information and for helping me to further understanding the indigenous Australian’s and struggles they have faced

 

 

ابوریجینال (Aboriginal) 

در اصل از لاتین آمده این کلمه به معنی اولیه یا نخستین شناخته شده است . بومیان استرالیایی بازمانده اولین انسانهایی هستند  که در قارهٌ استرالیا و جزایر نزدیک آن ساکن شدند. بعضی از دانشمندان باور دارند که آن طولانی ترین فرهنگ زندگی بشری  است.همچنین مردم جزایز توریس استرایت(ُTorres Strait) بین  شمال استرالیا و کشور گینه نو  واقع شده است را نیز مردم ابوریجینال تشکیل می دهند . امروزه  بومیان استرالیا و مردم جزایر تورس استرایت با هم دیگر حدود %2/4 از جمعیت مدرن استرالیا را تشکیل می دهند . تخمین زده شده که ساکنان اولیه استرالیا بین 40000  تا 70000 سال قبل از میلاد مسیح در این سرزمین بوده اند . اگر چه اتفاق آرا  بیشتری در50000قبل از میلاد مسیح است که قابل قبول تر است.

 

تاریخ (History)

اتفاق آرا بین محققان در مورد شروع زندگی بشری در استرالیا حدود 40000 تا 50000 سال قبل است  و یک احتمال دیگر که می گوید تا 70000سال قبل از میلاد مسیح   اما گروه زیادی آن را  تایید نکرده اند.
در زمانی که اولین اروپایی ها به این سرزمین دسترسی پیدا کردند قبل از سال 1788 جمعیت بومیان حداقل 315000 نفر بوده است. تا اینکه در باستان شناسی های اخیر نظریه دیگری بوجود آمد که  آن جمعیت حداقل 750000نفر را تخمین زده اند . روشهای زندگی و مواد و فرهنگها از یک منطقه به منطقه دیگر خیلی متغیر و ناپایدار بوده است. بزرگترین تراکم جمعیت در جنوب و شرق  مناطق این قاره پیدا شده است بخصوص درMurry_river در سال 1788 استعمار استرالیا توسط بریتانیا شروع شد . مهم ترین و فوری ترین نتیحه مهاجرت بریتانیها در هفته های اولیین این استعمار شروع شدند. و آن موج بیماریهای واگیر دار قدیم دنیا بود . آبله این بیماری به تنهایی %50 از جمعیت ابوریجینال ها را کاهش داد.دومین نتیجه سکونت  انگلیسی ها نزدیکی زمین ها و منابع آبی آنها بود .
مخلوط بیماریها  از دست دادن زمین و خشونتهای هدایت شده باعث کم شدن جمعیت ابوریجینالها تا  %80 بین سالهای 1788 و 1900 شد . در سال 1870 تمام زمینهای خوب استرالیا تصرف شده بود و
  جوامع بومیان استرالیا برای زندگی به حاشیه جوامع استرالیایی و یا زمینهایی که برای زندگی مناسب نبودند تنزل پیدا کرده بودند . خیلی از مردم خودشان را با فرهنگ اروپایی تطبیق دادند و مشغول کارهایی مانند بسته بندی  و کارهای  فیزیکی و .... شدند  با انتظارات  خیلی کم .تمام جوامع بومی نجات یافته به آرامی برای امرار معاش خود وابسته به مهاجران شدند.
در اوایل قرن بیستم جمعیت بومیان به یک تقریب 150000 تا 190000 نفر ی  تقلیل پیدا کرد  .

 

موسیقی (MUSIC)
مردم ابوریجینال یک ابزار موسیقی نادر را با شکل سنتی آن توسعه دادند . که نام آن Lirdaki و یا Didgeridoo است و آن آلت موسیقی ملی مردم  ابوریجینال است.و آن تنها بوسیله مردان نواخته

 می شود.


بهداشت (Health)
در گزارشی که در سال 2002 جمع آوری شد در مورد بهداشت گزارش شده بود که بومیان استرالیا دو برابر احتمالا بیشتر از مردم غیر بومی به مراکز بهداشتی مراجعه کرده اند  . و احتمالا یک و نیم برابر بیشتر معلولیت دارند و یا دوره های درمانی بلند مدت را دارند . بین سالهای 1996 و 2001 امید به زندگی برای بومیان  استرالیا 59/4 سال  برای مردها و ما بین 2004 تا 2005 امید به زندگی برای زنها 65بود. تقریبا 17 سال پایین  تر از میانگین استرالیایی هاست . خیلی از مریضی ها  که مردم ابوریجینال را  به ستوه آورده بود بوسیله مهاجران سفید  شیوع پیدا کرده بود.
استرالیا معذرت خواهی میکند برای شش دهه ساختار جامعه ای که دهها هزار کودک را از والیدنشان گرفت . این معذرت خواهی بوسیله دولت جدید استرالیا در 13   فبریه 2008 انجام گرفت  و آن بوسیله
 یک گزارش 600 صفحه ایی که در 1997 با عنوان " به خانه برگردانید Bringing Them Home  " که روی میز سیاسیون قرار گرفت شکل گرفت.بر پایه 16 ماه در خواست حقوق  بشر و کمسیون فرصتهای مساوی دریافته شد
که بین سالهای 1910 و 1960 احتمالا 100000بچه با زور از خانواده های ابوریجینال جدا شدند. دلایلی که آنها در روند اداری جاری استرالیا بهتر رشد خواهند کرد . و مبلغینی که بیشتر آنها را با نژادهای
دیگر مخلوط کرده و در پرورشگاه ها  گذاشتند مدرسه و خانواده های سفید  به شدت  تاثیر حس ناتوانی روی آنها گذاشت . آنها  از مادرشان  جدا شده بودند و از فرهنگشان که تاریخ هزار ساله ای در پشت داشت .
آنها بودند "نسل دزدیده شده Stolen Generation"

عذر خواهی بی درنگ یک کلمه جنجالی در در سیاست استرالیا شد . یک  ائتلا ف  از چندین گروه در می26 "روز معذرت خواهی Sorry Day " را ابراز کردند 

 (آن تغییر نامی بود از روز التیام دادن National Day of Healing ) در سال  2000 یک گروه از مردم که تخمین زده می شد نزدیک 250000 نفر بوده اند به معذرت خواهی (Sorry day) پیوستن . آنها پیاده روی را از روی پل هاربر سیدنیSydney Harbour Bridgeانجام دادند . قاضی قبلی که تهیه کننده گزارش آنها
را به خانه بیاورید "Bringing Them Home " با یک تقاضای پر شور از دولت خواست  که معذرت خواهی کند . یک معذرت خواهی برای شروع روند التیام آنها بگوییم . معنای معذرت خواهی آن است که با رغبت و شوق وارد این عذاب و رنج بشویم . آن اشاره به یک تعهد و مسئولیت برای بیشتر انجام دادن بود .

داستان نسل دزدیده شده (Stolen )
یکی از مادرانی که یکی از این کودکان را برای نگهداری به خانه آورده بود برای مراقبت می گوید که آنها (کودکان ابو ریجینال) خواهند گفت ما تمام وقت ساکت بودیم و پدر و مادرمان آدمهای کثیفی و تنبلی بودند که نمی توانستند به من و دیگر برادر و خواهرانم غذا بدهند.

آنها اسمهایمان را عوض کردند آنها دینمان را عوض کردند  آنها تاریخ تولدمان را عوض کردند آنها تمام آنها را انجام دادند  به دلیل آن خیلی از آنها امروزه نمی دانند که  چه کسی هستند و از کجا آمده اند متوجه شدیم که بعضی از برادرها و  خواهرها با هم ازدواج کرده اند (ولی آنها نمی دانند که برادر و خواهرند ) بخاطر این عمل دولت بچه هایی که از ایالتهای مختلف گرفته شده اند و آنها را در هر جایی گذاشتند.

بیشتر بچه هایی که به زور جابجا شدند تحت نام قانون و سیاست همگون سازی جدا شدند از خانواده جامعه و فرهنگ بومی خود آنها اجازه استفاده از زبان خود را هم نداشتند . مبلغینی که در کیمبر لی Kimberley یک منطقه از غرب استرالیا بودند. از دهه 1960 با فشار و زور سیاست ممنوع بودن استفاده از زبان ابوریجنالها  را ادامه  دادند .

 
 پدر و مادر و برادر من  زبان ما را می توانستند صحبت کنند اما من نمی توانم زبانم را صحبت کنم مردم ابوریجینال اجازه نداشتند که با زبان خودشان صحبت کنند تا زمانی که  سفید پوستان اطراف آنها هستند . آنها باید می رفتند به خارج از شهر درون بیشه زارها برای صحبت کردن با زبان خودشان با همدیگر و همچنین وارد کردن کسی برای آشنایی با راه و روش و عرف ابوریجینالها غیر مجاز بود . ما

 نمی توانستیم چر بورگ  (Cherbourg) را برای رفتن به جشنواره های  سنتی ابوریجینالی ترک  کنیم ما برای بیرون رفتن فقط می توانستیم یک اجازه نامه داشته باشیم اگر نگهدارنده امان  به ما اجازه می داد که آن کلا به او بستگی داشت . من هرگز شانس آموختن درباره سنتهایم و راه روش سنتی در
 مورد زندگیم را  در اردوگاه نداشتم
خیلی از این بچه ها گفتنه بودند آنها نمی خواهند به خانواده هایشان برگردانده شوند و یا این که

 می گفتند والدین ما مرده اند . بچه هایی که با یک حس قوی احساسی که داشتند ابراز می کردند  که والدینشان بی ارزش بوده  اند . 


یک پوستر بزرگ در آخر اتاق نهار خوری قرار داشت که آن در مورد ساختار دینی که داشت می رفت  بسمت غروب استفاده می شد آن شامل یک جاده بزرگ پهن بود که  ابوریجینالها در انتهای آن نشسته بودند و ورق بازی و قمار می کردند و مشروب می خوردند . و آن این شعار  را داشت که ما شما را از خودتان حفظ کردیم و به شما روحیه ای  به سوی مسیح دادیم . آن یک جاده ای پهن بود که   راهنمایی می کرد  به  ویرانی و خرابی که منجر  به جهنم می شد . در طرف دیگر آدمهای سفید قرار داشتند . همه آنها به زیبایی لباس پو شیده بودند . و آنها می خواستند به ما بقبولانند که جاده های آنها ما را راهنمایی می کنند  درون پادشاهی زندگی و یا پادشاهی خدا .


من در مورد ابوریجینالیتی خودم چیزی شنیدم وقتی که من داشتم شلا ق می خوردم آنها به من گفتند تو ابو (Abo یک کلمه اهانت آمیز برای ابوریجینالها  )  هستی  تو کاکا سیا (Niggerکلمه ایی که  سفید پوستان امریکا برای اهانت به سیاه پوستان برای تحقیر می گویند) هستی آن تنها باری بود که من چیزی در مورد سابقه ابوریجینالی خودم شنیدم .

شرایط زندگی در موسسه کودکان اغلب خیلی سخت و دشوار بود .. دوریس پیلکینگتون  آ ن را مانند یک اردوگاه زندانیان که از آن به عنوان یک موسسه شبانه روزی برای ابوریجینالها استفاده می شود توصیف کرده است .

پیگیری مکرر آنها برای آنکه پس از پاک کردن  ذهن ما از گذشته امان هیچ عشقی در مورد آن در  ما باقی نما ند  روش خیلی ظالمانه و اکثرا ظالمانه ای بود رفتار بزرگترها که یکریز یاد آوری می کردند در مورد بی ارزش بودن ابوریجینالیتی ما و واقعیت آن است  و آن کودک ابوریجینال باید سپاسگذاری خودش را بیشتر ابراز کند بخاطر اینکه او از تمام آن چیزهای بی ارزش گرفته شده است . و البته که او در تنهایی  های وحشتناکش با حسرت آرزومند
برگشتن به خانواده و جامعه خود بود من فکر می کردم من در کابوس  بودم من نمی توانستم بیرون کار کنم نمی دانم که چه کار خطایی من مرتکب شده بودم که شایسته این زندگی شده بودم .آن شبیهه در زندان بودن بود . آ ن خیلی مقرراتی بود ما نمی توانستیم  هر کاری را انجام دهیم . 

آنجا هیچ غذایی نبود هیچی  ما همه  در اتاق کز کرده بودیم شبیهه یک بچه سگ کوچلو روی زمین بعضی وقتها در شب ما از گرسنگی ناله می کردیم هیچ غذایی نبود ما باید غذایمان را از آشغالدانیهای شهر در خواست می کردیم خوردن نان بیات بطریهای سس گوجه که ما آنها را می لیسیدیم و نصف وقتها ما غذایمان را از سطلهای زباله بدست می آوردیم .

 

فرهنگ (Culture)
گفتارهای سنتی بومیان و ارزشهای دینی آنها بر پایه حرمت و تکریم زمین و لحظات و لحظات رویا

 (Dreamingtime) آنها است . لحظات رویا در یکی از زمانهای باستانی از خلقت و یا رویا ی  هستی روز حاضر است در بین آنها گروهای مختلف بزرگی وجود دارند و هر کدام فرهنگ شخصی  ساختار اعتقادی و زبان خودشان را دارند .

آنها عموما سفرهای ذهنی که در آن نیاکان خود را می بینند اغلب حیوانات و انسانهای قد بلند و غول که با آنها خیالات خود را آغاز کرده اند به طرف محدوده ایی بدون آینده کوهها رودخانه ها چالههای آب حیوانات گونه های گیاهان و دیگر جاهای طبیعت و منابع فرهنگی مکانهایی هستند که آنها ناشی به لحظات رویا می شوند.
وجود آنها در زمان حاضر به نظر می رسد یک چشم اندازی باشد از خیلی مردم بومی که اعتقاد دات خلقت خودشان را تائید کرده اند . مسیرهایی که بوسیله خالق قرار داده شده در سفرهای  رویایی و ذهنی آنها از زمین ها و دریا می گذرد و خیلی جاهای  دیگر را در کلافی به هم تنیده از رویا ها به هم وصل می کند  آثار رویا ها می تواند صدها و یا هزارها کیلومتر فراتر برود از بیابانها  تا  دریاها و شاید در این رویا مردم دیگر مکانها که رویا از آن عبور می کند بتوانند شریک  شوند.
مردم ابوریجینال از داستانهای خود آموخته اند که جامعه نباید مرکز انسانی باشد  آنها ترجیح میدهند که زمین محور باشد. در غیر این صورت آنها اصل خودشان را فراموش خواهند کرد انسانها مستعدند برای رفتار استثماری اگر پیا پی به آنها گوشزد نشود که آنها  با ما بقی مخلوقات رابطه دارند پس باید آنها بپذیرند که به شخصه زودگذر و مادی هستند و نسل گذشته و آینده باید شامل اهداف زندگیشان باشد بدین معنی که آنها فقط یک قسمت از اهداف زندگی هستند و باید آن را از گذشته  گرفته و به نسل آینده برسانند .

مردم می آیند و می روند اما زمین و داستانهای در مورد زمین خواهند ماند . این معرفت و دانایی است که عمرشان را در شنیدن و مشاهده و تجربه کردن ... صرف کنند .  آن یک حس عمیق از از فهمیدن و درک از طبیعت انسانها و محیط زیست است. مکانهایی که احساسات نمی توانند به طور فیزیکی توضیح داده شوند . حس های موشکافانه و هوشمندانه طنین  می اندازند و تاثیر عمیقی میان بدن های انسانها می گذارند. آن تنها زمانی است که با این مردمان و حس هایشان که می تواند به درستی قابل تقدیر است باشیم این واقعیت غیر قابل لمسی از این مردم است .
همچنین پذیرفتن دین اسلام در میان جامعه بومیان استرالیایی در حال رشد می باشد . بعنوان مثال قهرمان بوکس استرالیا آنتونی نودیا () که ابوریجینال می باشد یک مسلما ن می باشد .

زمین معنی های مختلفی در میان مردم دارد . برای یک کشاورز معنی زمین جایی برای محصولات و منبعی برای زندگی است . آن معنی اقتصادی است . برای یک مالک  توسعه خواه  آن یک قرار داد ارزانی است معنیش توسعه مالی و  موفقیت است . برای خیلی از استرالیایی ها زمین چیزی است  که آنها می توانند  صاحبش شوند اگر آنها به اندازه کافی کار کنند وبه اندازه کافی پس انداز کنند می توانند آن را بخرند . برای مردم بومی زمین تنها چیزی نیست که آنها بتوانند صاحبش شوندو یا با آن تجارت کنند زمین برای آنها ارزش معنوی و روحانی و الهی دارد .
زمین غذای ما  فرهنگ ما و روح شناسایی ما است .
 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دایی محسن  | 

PRIME MINISTER
CANBERA

                         MESSAGE:IRANIAN NEW YEAR                                    

I am delighted to send my best wishes to the Iranian-Australiancommunity and all those celebrating the Iranian New Year (Norooz) in 2008.the begining of a new year is a special time for families ,friends and communities to come together and rejoice , giving thanks for the blessings of the previous year and celebrating the promise of the year to come  Celebrations such as Norooz are a key expression of Australia's strengh in diversity and our commitment to respect for each other's cultheral tradition

I commend the Iranian Community Organisation for its work with Iranian
migrants and other Farsi-speakers,regardless of their religion, and trust it

will continue to serve this community in the futher

As Australians from many background gather for the festivities, it gives me
great pleasure to wish the readers of the payke Hamyar , and all those celebrating Norooz in 2008 , a peaceful and prosperous New Year


The Honourable Kevin Rudd MP
Prime Minister of Australia

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دایی محسن  | 

تمدید ویزای work & holiday
تمام مراحل  کاری تمدید و صدور این ویزا توسط آفیسglobal office  در Canbera انجام می شود
برای تمدید این ویزا احتیاج به انجام مراحل پیچیده ایی نیست تقریبا" شبیهه apply بار اول
است.

بهترین زمان برای شروع تمدید ویزا دو ماه مانده به  Expire visa می باشد در گام
اول شما باید با نوشتن و ارسال یک E-mail به ز آنها تمام فرمهای تمدید ویزا را بخواهید. متن E-mail می تواند این باشد

 

Dear sir/madam,
 
I am writing to request you to send me an extention application package to extend my work and holiday visa(subclass 462)
 
As two months have left to expiry of my visa I need to have this kit promply.
Here is my name and contact detailes

 

First name:
Last name:
Mobile number:
Address:
I am looking forward to hearing from you as soon as possible.
Thanks for your kind attention to this matter.
 
your sincerely,
 

 که به طور معمول دو روز بعد جواب آن با تمام فرمهای لازم که ضمیمه جواب E-mail شما است را دریافت می کنید فرمها شامل 1208- 26 -1101-80 -60 که دو تای آخر ممکن است وقت گیر باشد پس اول باید آن دو را انجام داد


 1- police clearance : فرم سوء پیشینه police cllearanceرا پر کرده و با کپی یک مدرک شناسایی مثل پاسپورت و هزینه آن  Money orderکه باید از دفاتر پستیPost office تهیه شود را گرفته و با پست  Express  ارسال کنید.
توجه داشته باشید که اگر به هر دلیلی جوابی دریافت نکردید و یا نامه ای مبنی بر اینکه مدارک ارسالی شما ناقص است  با وجود اینکه شکی  ندارید که مدارکتان را کامل فرستادید دوباره تمام مدارک را و هزینه آنراMoney order به پلیس فدرال پست کنید.قبل از ارسال مدارک تمام آنها را منگنهstapler کنید.  وMoney orderرا  روی همه قرار دهید. اگر در طول ویزای قبلیتان به ایران سفر کرده اید باید سوء پیشینه ایران را هم داشته باشید.

 2- مرحله بعد آزمایشات پزشکی می باشدMedical examination که توسط HSA انجام می شود که شما باید فرمهای آن را پر کرده و با مراجعه به سایت این مرکزWWW.HSAGROUP.COM.AU نزدیکترین مرکز را به محل اقامتتان را انتخاب کنید . مثلاً در سیدنی دو مرکز پاراماتا parrammataو سیتیcity  وجود دارد که آدرس آن در سیتی این است

HSA group level 5

136 chalmers st

surry hills NSW

2010

که از قبل باید با شماره  83960600 - 02 تماس بگیرید و زمان آزمایشات راBook کنید. توجه داشته باشید که حتماً بخواهید جواب آزمایشات به آدرس شما بیاید نه اینکه خود مرکز برای اداره مهاجرت Immigration Office بفرستد

 ۳-  Bank estatment  حساب بانکی  مبلغ 5000$   باید در حسابتان باشد و بعد از آن باید bank statment را از بانکتان بگیرید و اگر این مبلغ را ندارید و می خواهید از کسی قرض کنید فقط برای یک روز کافی است که این مبلغ در حسابتان باشد و بعد از گرفتنbank estatment می توانید  آن
از حسابتان خارج کنید.

 ۴- بیمه Insurance: یکی از بندهای ویزا این می باشد که باید در طول  چند هفته اول بعد از ورودتان به استرالیا خودتان را بیمه کنید . و بعد از آن موقع تمدید ویزا باید یک نامه از شرکتی که خودتان را  بیمه کرده اید بگیرید وهمراه مدارک ارسال کنید .
سوال اینجاست که حتماَ باید تمام دوازده ماه را باید بیمه باشید و ماهانه حق بیمه را پرداخت کنید یا نه  برای اطمینا ن از آینده بله اما برای تمدید ویزا نه چون  موردهای فراوانی بوده اند که فقط ماه آخر را بیمه کرده اند و نامه گرفته اند و  ویزایشان هم تمدید شده  ففط اگر خواستید این کار را بکنید نامه ای را که می گیرید حتماَ بگویید که تاریخ شروع  نداشته باشد فقط گواهی کند که شما عضو این شرکت بیمه هستید

  

بریج ویزا BRIDGE VISA: شما بعد از پایان ویزایتان وقتی برای ویزای بعدی Apply کرده اید تا آمدن ویزای   بعدیتان می روید روی بریج  ویزا این ویزا ممکن است ما بین یک هفته تا نه ماه باشد که معمول آن سه ماه است و تاریخ ویزای دوم شما دقیقا از روزی است که شما ویزای دوم را دریافت می کنید یعنی مدت زمان بریج ویزا شامل ویزای شما نمی شود.  و برای  گرفتن بریج ویزا یا ویزای  دوم بعد از اینکه نامه ایی مبنی بر اینکه ویزای شما آمده است را دریافت کردید به نزدیک ترین  دیاک محل سکونتتان بروید و همان جا بر چسب ویزا را تحویل بگیرید.

 شما حق کار کردن برای هیچ کار فرمایی را بیشتر از شش ماه ندارید از هر نوع پاره وقت  تمام وقت و یا کژوال CASUAL  بعضی از مراکز کار  مثل کارخانه ها با دو کاریابی کار می کنند شما حتی نمی توانید کاریابی را عوض کنید و در محل قبلی کارتان با کاریابی جدید ادامه دهید . اینها شرایط کاری ویزا

می باشد .
اما موردهایی بوده اند که بیشتر از شش ماه در یک محل کار کرده اند و  یا  در یک محل کاری مثل کارخانه فقط هر شش ماه کاریابی خود را عوض کرده اند و بدون هیچ مشکلی هم ویزایشان تمدید شده است.

توجه : شما با هر ویزا می توانید  با یک مکان کار کنید .
مثلاَ : شما شش ماه دوم ویزا  را با یک کارفرما و  در یک مکان کار می کنید بعد از ویزا بعد از این شش ماه ویزای اول شما تمام می شود و شما روی بریج ویزا می روید .دقیقا حالا شما می توانید از اولین روز این ویزا  در همان محل قبلی   دوباره شش ماه کار کنید. پس اگر با ویزای اول شش ماه و با  بریج ویزا هم حداقل سه ماه و بعد از آن هم  با ویزای دوم شش ماه دوباره شش ماه می توانید در یک محل کار کنید . بنابر این در مجموع شما به طور قانونی پانزده ماه قانونی در یک محل کاری و با یک کارفرما کار کنید.

   دوستان عزیز که در این مورد هر تجربه ایی دارید برای استفاده دیگران لطفاَ برام  بفرستید.  یا اگه چیزی فکر می کنید که اشتباه و باید تصحیح بشه اجازه بدید بدونم.پیشا پیش  تشکر                                                

  

نگارش  : ۱۵/مارچ/۲۰۰۸

به روز رسانی :۱۲/آپریل /۲۰۰۸  (با تشکر از محمد علی عزیز)

به روز رسانی :۲۸/آپریل /۲۰۰۸ 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دایی محسن  | 

من دوستت ندارم . من دوستت ندارم. من دوستت ندارم...

هر روز باید چند بار جلوی آینه این جمله را چندین بار بگم شاید شانسی داشته باشم اما هر بار انگار فقط دارم با زبونم می گم و تمام وجودم از درونم فریاد می زنه من دوستت دارم .

 

همیشه اینو یک ضعف می دونستم و می دونم   که از احساس درونی خودم حرف بزنم اما این بار دارم فریاد می زنم .کاش از اول به چشمات خوب نگاه نکرده بودم آخه لعنتی تو چی برای دوست داشتن داری . هر روز صبح قبل از اینکه از خواب بلند بشم قبل از اینکه   چشمامو باز کنم تو رو می بینم به تو فکر می کنم قبل از اینکه بخوابم آخرین چیزی که یادم می یاد در موردش فکر می کردم تویی.

 

باید دوباره برای سوء پیشینه ام اقدام کنم تا حالا دوبار اقدام کردم و پلیس فدرال جوابی نداده و مجبور شدم مدارک تمدید ویزامو رو بدونه سوء پیشینه بفرستم . خدا کنه بریج ویزا  رو با مدارک ناقص هم بدند .

 

همیشه می خواستی که منحصر به فرد باشی و همیشه حرف تو باشه   خوب باشه از خالکوبی روی گردنت که  VS است مشخصه همه رو از بالا نگاه می کنی وقتی که وارد رستوران ایرانی شدیم یک لحظه همۀ هم همه ها  خوابید می دونی من مطمئنم زنها داشتن با حسادت و مردها با تحسین نگا هت می کردند . همه داشتن با هم حرف می زدند اما به هر بهونه ای سر می چرخوندندو و میزه ما رو نگاه می کردند این همه میز توی اون رستوران لعنتی بود حتمأ باید اونو که اون بالاست انتخاب می کردی وقتی رفتی غذاتو بکشی همه براشون جالب بود که چه غذایی انتخاب می کنی اینو من می دیدم تو نمی دونی ولی من هموطنامو خوب می شناسم

  من دوستت ندارم. من دوستت ندارم. من دوستت ندارم...

 

مثل ماهی قرمزی که بیرون آب افتاده و با لباش با تمام وجود اکسیژن رو تمنا می کنه دارم لب می زنم و تو رو تمنا میکنم . چشمات قدرت هیپنوتیزم رو داره دستات اونقدر گرمه که وقتی ولشون  می کنم تمام وجودم احساس سرما می کنه . چرا اینقدر لذت می بری وقتی که منو عذاب می دی .آنیکا تو رو خدا از وجودم برو بیرون و اینقدر عذابم نده  آخه دختر چی می شد که تو هم مثل بقیه بودی .

 

واقعأ عجب روز سختی بود  کار لعنتی از  هفت صبح تا هفت بعد از ظهر وقتی که کار تموم شد همه فریاد کشیدن و دست زدن  انگار رها شدند همه می دویدند به سمت در خروجی نمی دونم چرا  یاد انیمیشن فرار مرغی افتادم یاد زنگ آخر مدرسه   همه می خواستند فقط این کارخونه لعنتی رو ترک کنند

 

نه باید دوباره جلوی آینه بایستم و بگم آنیکا من دوستت ندارم . آنیکا من دوستت ندارم.آنیکا من دوستت ندارم .

مستی می تویی باده را بی تو صفایی نیست آخه این چه سوال احمقانه ای بود که پرسیدی  صاحب رستوران داشت شاخ در می آورد و قتی ازش پرسیدی که گوشتها حلاله یا نه اون فکر کرد من اینا رو یادت دادم اون پول نوشیدنی ها رو نگرفت و به فارسی به من گفت که به خاطر انتخاب خوبتون مهمون من باشید . اون هم فهمید که توی لعنتی از جنسه دیگه ای هستی .

 

عجب ماه سختی داشتم هیچ روزی بیشتر از پنج ساعت نخوابیدم و مثل یه تروجان کار می کردم .هنوزم گیجم که چطور ۳۱۰۰  تا رو تو یه بعد از ظهر  خرج کردم . اره من دیونم  آخه تو دیونم کردی اون موقه که جلوی همه رو تو آسانسور گرفتم تا تو اول از آسانسور  خارج بشی  اون وقت که یقه  اون مرد هنگ کونگی رو به خاطر اینکه به تو خیره نگاه می کرد رو گرفتم و هر چی به دهنم اومد بهش گفتم . اونوقت که  تو رستوران به حرفت گوش دادم و پنج تا گوجه رو بعد از غذا خوردم اصلا برام مهم نبود که آدمها دارن چطور نگام می کنند مهم این بود که تو کفته بودی باید بخورم . دوست دارم که ساعتها فقط به چشمات نگاه کنم و پلک نزنم وقتی که دستات دورگردنمه , دوست دارم که زمان متوقف بشه , بهشت بیشتر از این چی داره.

 

پیتر هم آپارتمانیم  اون الان  ۶۰ سالش و داره دو شیفته کار می کنه اون به آخر هفته اش هم رحم نمی کنه شبها که از سر کار می یا د می ره بارسر کوچه مشروب می خوره بعد می یاد تو بالکن سیگار می کشه و می خوابه عجب زندگی نکبتی داره  اون نه خانواده داره نه بچه   وااااااااااااای  اون می گه که یه  کار پیدا کرده که مسکن رایگان هم داره و می تونه بهتر پول پس انداز کنه تا حالا چند بار خواستم ازش بپرسم که تو که هیچ

کسو نداری با این سننت چرا این قدر کار می کنی اما قانون هیچ چیز کسی به هیچ کس ربطی نداره ما نع شده نمی دونم شاید می خواد خودشو تو کار غرق کنه .

 

باید به خودم تلقین کنم که من دوستت ندارم  اصلا می دونی تو برام اهمیتی نداری من به توفکر نمی کنم تو برام مهم نیستی تو نمی تونی منو داغون کنی  برو گمشو ... یعنی تو رو خدا برو  و منو تنها بزار  صدات اعتیاد آوره  و آدمو معتاد می کنه مثل یه دائم الخمر به مشروب  یه دراگی به دراگ هر روز باید بهت زنگ بزنم و صداتو بشنوم  اما دیگه می خوام نبینمت و صداتو نشنوم من می تونم اره .... اصلا این گوشی من کو...

 

مغازه ها دکور سال نو رو چیدن درخت کریس مس رو توی مارتین پلیس و بیشتر جاها درست کردند حراجهای سال نو شروع شده بیشتر مردم دارند به مسافرت و خرید وپارتی سال نو فکر می کنند و حرف    می زنند هوا روز به روز داره گرمتر میشه  جان هاوارد طفلی بعد ازیازده  سال  امروز توی انتخابات شکست خورد و من با ذهنی آشفته با قدمهایی پر از شک و تردید این خیابون رو بالا می رم... 

آنیکا , آنیکا , آنیکا , آنیکا , آنیکا .......

 

        

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دایی محسن  | 

برای تمام مقلدان آقایان خامنه ای و سیستانی و بهجت و مکارم شیرازی و امام خمینی  شروع ماه مبارک رمضان اینجا در سیدنی جمعه ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۷ است .

اطلا عات بیشتر

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دایی محسن  | 

این داستان واقعی است

نامش احمد بود با ویزای پرمننتی آمده .در وسایلی که از ایران آورده بود مهر تسبیح مفاتیح قبله نما جا نماز و رساله نیز دیده می شد .او بسختی توانست مرکز اسلامی امام حسین را در سیدنی پیدا کند و تقویم ساعات شرعی را از آنجا بگیرد . عقاید مخصوص خودش را هم داشت وقتی زندگی خیلی از مردم را میدیدسری تکان میداد و  میگفت شبیهه حیوانات زندگی میکنند آنها هیچ اصول ومرزی در زندگیشان ندارند. او هر وقت به فروشگاهی  Coles  و Woolworth میرفت با حسرت به مرغهای سرخ شده و انواع گوشتها  نگاه میکرد . و فقط تن ماهی را انتخاب می کرد او حتی از سایت مرکز اسلامی امام حسین سیدنی لیست ماهیهای حلال را هم در آورده بود و در خرید ماهی به نامش هم دقت میکرد . او هر هفته به Auburn میرفت تا از قصابیهای عراقی و ترکی گوشت حلال بخرد . اون خودشو کشت تا از اینترنت اذان موذن زاده و ربنا شجریان را پیدا کرد. از تنها مهاجرینی که خیلی خوشش میومد لبنانیهای شیعه بود. او با همه در مورد دین و مسائل عقیدتی و ایران  صحبت میکرد و   متوجه میشد که برای مردم دین اهمیتی نداره د واونا اولین چیزی رو که بعد از شنیدن مسلمان به ذهنشون می رسه تروریسته  وقتی که میگی  من از ایرانم بیشتریها اشتباها عراق میشنوند نه ایران . تازه با این سوال مواجهه میشی که شما هم عربی صحبت میکنید.تازه بعد از این که متوجه شدند ایران نه عراق برای خوشهال شدنش میگن آه !!! احمدی نژاد  . . .

اما به نظر من اون هم شبیهه با قی ما مسلمونها از اسلام هر چیزی رو که  دوست  داشته  برداشته بود .نه اون چیزی رو که اسلام دوست داره.

میگن وقتی که دو تا اسبو یه جا میبندند اگه بعد از یه مدت هم رنگ نشن هم خو میشند .

زندگی همچنان بی تفاوت به همه چیز میگذره وخورشیدی که از نیوزلند بالا می یاد از استرالیا وآسیا می گذره و هفت و نیم ساعت بعد هم از بالای ایران رد میشه وبه راه خودش ادامه می ده  اروپا و افریقا و آخرش هم اونور کانادا و امریکا می ره پایین هزاران ساله که این کارو انجام می ده و هیچ چیز براش مهم نیست نه دین مردم نه رنگشون نه پولشون نه زشت و زیبا نه تاریخ و فرهنگ نه حتی آدمها اون به همه جا و همه کس با یک رنگ می تابه .

اما اونی که ممکنه همیشه و همه روز تغییر کنه اونی که حتی نگاه کردنش به دیگران چندین المنت داره اونی که هر روز یا خودش عوض میشه یا روزگار عوضش میکنه و نه میشه به عشقش دل بست و نه به نفرتش اون آدمه.

آلبرت نمی دونم که چطور شد که یه دفعه احمد شد آلبرت اما مطمئن هستم که اون عقاید شدید ناسیونالیستی پیدا کرده اون شروع به مطالعه در مورد تاریخ ایران کرده اون دیگه دوست نداره اسم عربی داشته باشه و می گه که قبول ما دین عرب را پذیرفتیم ولی این دلیل نمیشه که ما فرهنگ عرب را هم بپذیریم ما از لحاظ فرهنگی  از عربها همیشه جلوتر بوده و هستیم  بهش می گم که اسمهای ما اسمهای مذهبی است ما اسمهایی مثل معاویه و یزید و ... که نداریم  جوابی نمی ده  اون از اینکه عربها توانستن طریقه نوشتن ما را عوض کنند و ما پارسی را عربی می نویسیم ناراحت است  اون از اینکه این همه کلمه عربی اسم عربی و فرهنگ عربی وارد فرهنگ ما شده ناراحته او  می گه از زمانی که عربها وارد ایران شدند ایران دیگه هیچ چی نبوده  دیگه ما امپراطور نبودیم دیگر چیزی برای ارائه نداشتیم او ناراحت است که وقتی به مردم میگه  من عرب  نیستم میگند پس چرا عربی می نویسی  و اسم عربی داری  اون خیلی ناراحته که دین در کشور اجباری می گه مثل اینه که می خواند مردم را به زور به بهشت ببرند  او میگه چرا هر وقت خشکسالی و زلزله و هر بدبختی که سرمون می یادهمه می گن می دونی چرا چون ما گناه زیاد میکنیم بخاطر اینه که ما مردم بدی هستیم  اگه این درست باشه باید اینجا هر روز زلزله بیاد و مردم از تشنگی بمیرند اون می گه دیگه نمی خوام برای حوادث  هزارو چهارصد سال پیش گریه کنم وضع الان اسلام بیشتر نیاز به گریه داره  اون دیگه هر وقت به مک  دونالد و هانگری جک  می ره دیگه فقط ماهی نمی خوره همه چیز می خوره . اون می گه تمام بارهای آکسفورد استرید رو می خواد امتحان بکنه  اون حالا پولاشو توی یک حساب گذاشته که بهش سود بدند و دیگه مثل اول با قاطعیت نمی گه که رباست حرام است اون حالا می گه زندگی توی ایران مثل بازی دو تا بچه است اون می گه اگه مردم عقلشون کار می کرد و هنوز شاه بود مردم اسلام رو بیشتر دوست داشتند .الا ن ما نیروگا ه اتمی داشتیم و پول کشور را تو عراق و لبنان و افغانستان و ... خرج نمی کردیم  و شاید الان عربها را به چشم شاهان پولدار نگاه            نمی کردیم اون می گه که افتضاحه ما قبل انقلا ب پرواز مستقیم به امریکا داشتیم و حالا  برای استانبول باید بریم بحرین و بعد از اون شب بد بریم اونجا   اون می گه چرا ما اینقدر مردم با ادعایی هستیم و وقتی که  حرف می زنیم فقط باید از تاریخمان از گذشته مان  حرف بزنیم  او می گوید بابا الان ما چه هستیم او دیگه حالا مردمی که فقط به صورت دوست دختر دوست پسر با هم زندگی می کنند و بچه دار می شند رو به چشم حیوان نگاه       نمی کنه  اون وقتی که تفریح جوانها ی اینجا رو می بینه می گه واقعا" جوانها تو ایران چه تفریحی دارند بجز  تو خیابون گشتند اون وقتی می بینه که استرالیها و اروپایها و امریکایها با حقوق یک ماهشون می تونند دور دنیا رو بگردند و تو ایران باید مدتها پول پس انداز کرد تا به شمال رفت کفری می شه اون می گه محسن دقت کردی که خدا بهشتش چقدر کوچیکه چون ما معتقدیم بهشت فقط مال کسانی است که مسلمونند و به پیامبر و امام علی اعتقاد دارند وای خدای من چقدر آدم حالا باید با این مقیاس برند جهنم  اون حالا از شراب شیراز  دفاع میکنه و وقتی بطریهای شراب شیراز رو می بینه سعی می کنه به همه بگه که شیرازیکی از شهرهای ایرانه  و شراب قرمز برای اولین بار در ایران ساخته شده اما نمی دونه که برای مردم فقط مستی شراب  مهمه نه بیشتر    اون می گه...  اون می گه...  اون می گه... چرا ما اینقدر تند عوض می شیم چرا آلبرت حالا اینقدر عقاید متفاوتی  داره چرا اون احمد معتقد حالا آلبرت شده نمی دونم اما می دونم

که از احمد تا آلبرت راه زیادیه  که طی شده  اما من همون احمد رو بیشتر دوست دارم

 

  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دایی محسن  | 

 افكار پريشان من!

تامل در وضعیت دانشگاههای ایران

آينه چو نقش تو بنمود راست                                                    خود شكن، آينه شكستن خطاست.

  چند روز پيش برام يه ايميل اومده بود در خصوص Ranking دانشگاههاي ايران در دنيا، خيلي برام جالب بود رفتم به سايتش سر زدم و رتبه دانشگاههاي مختلف دنيا رو ديدم و اين موضوع باعث شد بيشتر از قبل تعجب كنم و دهانم باز بمونه.

رتبه دانشگاههاي ايران رو  به ترتيب از تاپ ترين در زير نوشته ام:

 

دانشگاه تهران                             1463    

دانشگاه علوم پزشكي تهران          2301
دانشگاه تربيت مدرس                   2633    
دانشگاه علم و صنعت                   2699
دانشگاه فردوسي                        2790    
دانشگاه شريف                            2844
دانشگاه علوم پزشكي شيراز         2953
دانشگاه شهيد بهشتي                3536
دانشگاه اميركبير                          3004
دانشگاه اصفهان                          3208
دانشگاه صنعتي اصفهان                 3266
دانشگاه خواجه نصير                     3308    
دانشگاه امام صادق                      3325
دانشگاه شيراز                            3362

دانشگاه شهيد بهشتي                3536

دانشگاه علوم پزشكي اصفهان       3956

دانشگاه تبريز                              4139

دانشگاه علوم پزشكي تبريز           4277

دانشگاه علوم پزشكي ايران           4387

دانشگاه علوم پزشكي شهيد بهشتي 4666

دانشگاه كاشان                           4709

دانشگاه اروميه                            4754

دانشگاه پيام نور                          4915

دانشگاه شهيد چمران اهواز           4965

دانشگاه الزهرا                             4995

دانشگاه آزاد اسلامي تهران جنوب   5119

دانشگاه بوعلي سينا                   5290

دانشگاه علوم پزشكي مشهد        5371

دانشگاه علوم پزشكي گيلان          5421

دانشگاه يزد                                5633

دانشگاه امام رضا مشهد               5704

دانشگاه علوم پزشكي بقيه الله      5992

دانشگاه زنجان                            5994

دانشكده علوم حديث                    6021

دانشگاه سيستان و بلوچستان      6051

دانشگاه شهيد باهنر كرمان            6097

دانشگاه مازندران                         6114

و  الي آخر

متاسفانه بهترين رتبه دانشگاههاي ايران 1463 است و اونهم متعلق به دانشگاه تهرانه.

 

دانشگاه شريف اصلا رتبه خوبي كسب نكرده و البته از ديد من رتبه اي كه بهش داده اند درسته چون شريف از شريف بودنش بيشتر اسمش مونده تا چيز ديگه، مخصوصا در اين چند سال بعضي از دانشگاهها از جمله تهران و تربيت مدرس به شدت خودشون رو بالا كشيده اند اما ساير دانشگاهها يا درجا زده اند يا پس رفت كرده اند.

 اما در كل: براي كشوري كه دانش آموزان خودكشي مي كنند تا به دانشگاهها برسند خيلي بده بهترين رتبه بالاتر از 1400 باشه و رتبه دوم بالاتر از 2000! بنظرم ما حقمون بيشتر از اينهاست حداقل يك عدد دانشگاه با رتبه حدود 500 نياز داريم.

من رفتم بقيه مناطق رو هم ديدم  اول امریکا و کانادا!! كه واقعا برام جالب بود كه از 100 تا دانشگاه برتر در آمريكا و كانادا حدود 90تاش آمريكايي هستش و رتبه ها مغزت رو مي تركونه! تمام رتبه هاي اول دنيا مال آمريكاست.

رتبه بهترين دانشگاه اروپا 19 هستش و دومي 32، شايد در كل براي اون همه كشور رتبه هاي بهتري لازم بود اما به هر حال چند كشور مهمتر اروپايي بيشتر دانشگاههاي خوب رو دارند.

منطقه اقیانوسیه رو هم كه استراليا فتح كرده و رتبه بهترين دانشگاهش 61 است. شمردم ديدم حداقل 36 تا دانشگاهش رتبه زير 1000 دارند!!

کشورهای آسیایی( ژاپن و ...)  از 139 شروع مي كنند! و بهترينش هم مال سنگاپوره! در كل دانشگاهاشون بد نيست. رتبه زير هزار هر كدوم حدود 10-15 تا دارند.

آمریکای لاتین هم بد نيست اوليش مربوط به مكزيكه با رتبه 81 و بعد برزيل با رتبه 97.

جالب اين بود كه گفتم برم آفريقا رو ببينم و يكم بخندم. اما خندم خشك شد دهانم يك متر باز شد وقتي ديدم بهترين رتبه دانشگاه آفریقا 356 است! ديگه فكر مي كردم اينها بالاي 2000 باشند!

دانشگاه تهران گل سر سبد خاور میانه است! رتبه دوم در خاور ميانه. ببينيد وضع خاور ميانه مثل اينكه نه تنها در كل مسائل حياتي دنيا خرابه بلكه از نظر دانشگاهي هم خرابه!

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دایی محسن  | 

تاریخچه :

 استرالیا ششمین کشور بزرگ دنیا پس از روسیه٬ کانادا٬ چین ٬ ایالات متحده و برزیل است با وجود اين جمعیت آن زیاد نیست. استرالیا تنها کشوری است که یک قاره کامل را پوشش می دهد و این سرزمین بزرگترین جزیره دنیا می باشد.استرالیا نواحی بسیار حاصلخیزی دارد که نقش موثری در تغذیه دنیا داراست. بيش از 75 درصد توليدات کشاورزِي و دامي این کشور به تمامي دنيا صادر می شود این در حالي است که استراليا جزو کشورهاي پيشرفته صنعتي دنيا محسوب مي شود. این کشور شامل شش ایالت مختلف است که بزرگترین آن ایالت استرالیای غربی است که مساحت آن دوبرابر ايران و به اندازه اروپای غربی است.استرالیا دارای تنوع شکلهای مختلف زندگی است که در هیچ جای دنیادیده نمی شود. استرالیا همانند کانادا بر اساس سیستم اداري بریتانیا شکل گرفته است با اين حال شکل زندگي در اين کشور منحصر بفرد است.

 

   مهاجرت:

  استرالیا متشکل از مردم بومی و مهاجرین از کشورهای مختلف دنیا می باشد. از سال 1945 حدود 5.5 میلیون نفر مهاجرت کرده اند. هر کسی از هر کشوری با هر نژاد  یا مذهب می تواند به این کشور مهاجرت نماید فقط می بایست شرایط لازم جهت ورود را داشته باشد.

 

 جمعیت:

  جمعیت کلی استرالیا حدود 22 میلیون نفر می باشد و مساحت کلی آن حدود 7.7 میلیون کیلومتر مربع است.

 

اقتصاد:

استرالیا دارای اقتصاد بسیار شکوفا در سالهای اخیر در دنیا بوده است.سرعت رشد اقتصادی بسیار بالا نرخ بهره پایین از جمله مسایل قابل توجه در این کشور بوده است. استرالیا دارای سطح استانداد زندگی بسیار بالایی است. سرمایه گذاریهای بسیاری در بخشهای زیربنایی مانند آموزش ٬ سلامتی و حمل و نقل کرده است.واحد پول استرالیا دلار می باشد که در حال حاضر هر دلار آن معادل 7۵0 تومان است.

 

استرالیای امروز:

استرالیا دارای یکی از پایدارترین اقتصادهای جهان است که نرخ سرمایه گذاری را در این کشور افزایش داده است. این کشور دارای بهترین تکنولوژی کشاورزی و دامپروری است طوری که یکی از بزرگترین صادر کننده های محصولات به جهان می باشد.این کشور در راستای صنعت و ساخت و تولید نیز گامهای بسیار خوبی برداشته است و هدف کلی راه اندازی کمپانی های بزرگ بر اساس تکنولوژیهای جدید و سرمایه گذاری روی بخش تحقیقات را دارد. زبان اصلی این کشور انگلیسی است و بیش از 4.1 میلیون نفر از مردم دو زبانه هستند.

طبیعت تماشایی استرالیا ٬ محیط چند ملیتی ٬ مردم مهربان و ترکیب آب و هوا و نحوه زندگی ٬آن را به یکی از بهترین مکانهای توریستی دنیا تبدیل کرده است. محیط منحصر به فرد استرالیا  دارای گیاهان ٬ حیوانات و پرنده های محلی بسیاری است که هیج جای دیگری در دنیا وجود ندارد.

 

زندگی در استرالیا:

کیفیت زندگی ساکنین استرالیا بعنوان بهترین در دنیا است . محیط تمیز ٬ سرویسهای بهداشتی ٬ هزینه های پایین زندگی و آموزش آن را به یک محیط جذاب برای زندگی تبدیل کرده است. شهر ملبورن استرالیا به عنوان بهترین شهر دنیا در سالهای 2002 و 2003 انتخاب شده است و شهرهای دیگر آن هم جزو 10 شهر برتر دنیا هستند.

 

هزینه های زندگی در استرالیا:

بطور کلی هزینه زندگی در استرالیا در شهرهای مختلف متفاوت است. بعنوان مثال سیدنی دارای بالاترین هزینه های زندگی و آدلاید دارای کمترین می باشد. بطور کلی می توانیم هزینه های زندگی در استرالیا را بصورت زیر دسته بندی کنیم:

 

1- هزینه اجاره خانه   :   اجاره خانه در استرالیا بصورت دو هفته ای  پرداخت می شود. خانه ها در استرالیا شامل یونیت یا آپارتمان و  ویلا / هاوس می باشد. اجاره خانه به عوامل مختلفی همچون موقعیت واحد در شهر٬ تعداد خواب و نوع واحد بستگی دارد. بطور کلی خانه ها یا بصورت استودیو (بدون اتاق خواب) هستند که اجاره پایین تری دارد و یا دارای یک یا بیشتر اتاق خواب می باشند. همچنین برخی از خانه های با تعداد خواب زیاد بصورت اشتراکی اجاره داده می شوند در اینصورت فرد می تواند از یک اتاق خواب به همراه بقیه امکانات آن خانه بصورت اشتراکی استفاده کند. این مدل اشتراکی بیشتر برای دانشجویان که نمی خواهند هزینه زیادی داشته باشند. بطور متوسط شما می توانید خانه مورد نظر خود را با 150 دلار تا 300 دلار در هفته اجاره نمایید. همانطور که گفته شد رقم اجاره بستگی به شرایط و موقعیت خانه دارد. برای اینکه بتوانید اجاره ها را در شهری که می خواهید اقامت داشته باشید  بررسی نمایید به سایت www.realestate.com.au مراجعه کنید.

     

2- هزینه خوراک  : بطور متوسط هزینه غذایی در یک هفته برای یک زوج بین 80 تا 120 دلار می باشد. در استرالیا فروشگاههای زنجیره ای بسیار است و شما می توانید از اجناس مورد نیاز خود را از آنجا تهیه کنید. برخی از این فروشگاههای عبارتست از Woolworth و Coles

 

3- هزینه وسیله نقلیه  :  در استرالیا وضعیت وسایل نقلیه عمومی خوب است و شما می توانید برای رفت و آمد از آن استفاده نمایید. وسایل نقلیه عمومی شامل اتوبوس ٬ قطار شهری و تاکسی می باشد. در صورتی که از وسایل نقلیه عمومی استفاده کنید بایستی بلیط تهیه کنید که اینکار توسط دستگاههای صدور بلیط در مکان ایستگاه های اتوبوس یا قطار انجام می شود. معمولا بلیط های صادر شدهه دارای مدت زمان اعتبار می باشد مثلا برای چند ساعت و شما می توانید در این بازه زمانی از همان بلیط استفاده نمایید. بطور متوسط هزینه بلیط اتوبوس و قطار شهری بین 1 دلار و بیست سنت تا 3 دلار متغیر است بسته به مسیری که می خواهید بروید.  اما چنانچه می خواهید از ماشین شخصی خود استفاده نمایید بایستی توجه داشته باشید که مخارج ماشین شامل بنزین ٬ هزینه سرویس ماشین ٬ هزینه بیمه و هزینه رجیستر کردن  می باشد که هر سال بایستی این هزینه را پرداخت نمایید. بطور متوسط یک ماشین برای شما بین 50 تا 80 دلار در هفته هزینه دارد.

 

4- هزینه آب / برق / گاز / تلفن  :  در استرالیا  بایستی هزینه برق ٬ گاز و تلفن را پرداخت نمایید. البته هزینه آب بسیار پایین است. معمولا هزینه ها هر دو ماه یکبار بصورت قبض برای شما ارسال می گردد. برخی از خانه های دارای گاز نیستد و تمامی وسایل با برق کار می کند. بطور متوسط شما در ماه 60 تا 90 دلار هزینه برق دارید و به همین میزان نیز مصرف گاز. سیستم تلفن دارای هزینه اجاره ماهیانه  30 دلار است و علاوه بر آن شما بایستی برای هر اتصال تلفن مبلغ 20 سنت بپردازید.

 

البته اینها هزینه های کلی هستند و شما هزینه های دیگری مانند پوشاک ٬ بهداشت و درمان و تفریح و سرگرمی خواهید داشت.

 

وضعیت کار در استرالیا:

 در حال حاضر استرالیا بعلت رشد اقتصادی بی نظیر خود در سالهای اخیر دارای شرایط کاری بسیار خوبی می باشد. بر اساس آخرین آمار نرخ بیکاری در استرالیا در سال 2006 به 4 درصد رسیده است که این در 23 سال اخیر بی سابقه بوده است. البته بازار کار برای برخی از رشته های تخصصی بهتر از سایرین می باشد و این با توجه به نیازهای روزمره استرالیا تعیین می شود. اکثر کسانی که می خواهند به استرالیا بیایند اولین نگرانیشان مسئله کار است. باید خاطر نشان شد که با توجه به بازار کار خوبی که وجود دارد شما خواهید توانست کار مورد نظر خود را بیابید اما چنیدین فاکتور در طول زمان جستجو  و انتظار شما موثر است. اولین و مهمترین فاکتور تسلط شما به زبان انگلیسی و آشنایی شما به لهجه محلی استرالیا می باشد. هر چقدر تسلط شما به زبان بیشتر باشد شما سریعتر می توانید اطلاعات و دانش خود را به کارفرما نشان دهید و توانایی های و شرح حال خود را بیان کنید. به عبارت دیگر بسیاری از کارفرماها می خواهند که کارمندی را انتخاب نمایید که راحت تر در محیط کار با بقیه همکاران ارتباط برقرار کند. معمولا سفارش ما اینست که برای دوران بیکاری خود به مقدار کافی پول به همراه داشته باشید تا بتوانید خود و خانواده را پشتیبانی کنید. 

دومین عامل مهم برای یافتن کار اینست که شما دارای سوابق کاری مرتبط با رشته خود باشید. لزومی ندارد که این سوابق حتما در استرالیا باشد. شما بایستی سوابق کاری خود را در رزومه خود بصورت دقیق و واضح ذکر نمایید. به عبارت دیگر داشتن یک رزومه کامل و خوب به شما کمک خواهد کرد که سریعتر کار پیدا نمایید.

البته تنوع کار در استرالیا خیلی زیاد است و شما اگر تمایل داشته باشید می توانید برای شروع در کار های غیر مرتبط با رشته خود مشغول بکار شوید و بعد از یافتن کار مورد نظر خود ٬ تغییر کار دهید.

حداقل نرخ پرداختی برای یک کار 10 دلار در هر ساعت می باشد که این مبلغ برای پرداخت هزینه های زندگی کافی است.

برای یافتن کار شما می توانید به وب سایتهای کاریابی مراجعه نمایید. همچنین شما می توانید در روزنامه های هفته ای جستجو نمایید. از جمله وب سایتهای کاریابی www.seek.com.au  می باشد. همچنین بسیاری از شرکتها و ادارات دارای وب سایتهای شخصی خود می باشند که مشاغل مورد نیاز را در آن لیست می کنند.

اولین قدم برای گرفتن کار آماده کردن رزومه است و سپس شما بایستی برای کار های مختلف رزومه خود را ارسال نمایید. در صورتی که رزومه شما با شرایط کاری مورد نظر کارفرما یکی باشد با شما تماس خواهند گرفت تا برای مصاحبه قرار ملاقاتی تنظیم گردد.

 

 

نقشه استرالیا

Australian Government Entry Portal

Commonwealth Government Online

Cultural Institutions

Tourism Australia

Australia travel guide

Satellite image of Australia

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دایی محسن  | 

 

اولش فکر می کردم که اون بهشتی که خدا از زبون نماینده هاش می گه که باغهای فراوان خوراکیها و نوشیدنی ها و زیبایی ها و هوری ها تو همین استرالیای خودمونه اما حالا........                          

 

همیشه یکی از آرزوهام دیدن محل زندگی واقعی  طوطی ها بوده. سیدنی یکی از مراکز طبیعی زندگی انواع طوطی های زیباست طوطی های کوچک با رنگهای زیبا طوطی های بزرگ سفید با تاج زرد قشنگ   اینجا اصولا حیوانات با انسانها روابط خوبی دارند یعنی به آدمها اعتماد دارند و نزدیک آنها می شوند و از آنها فرار نمی کنند .مثلا طوطی ها عاشق شکر هستند اگه کمی شکردر دستتان بریزید و در بوتانیک پارک یا  هاید پارک (Hyde Park) یا ویلیام استریت (William Street) باشید طوطی های فراوانی برای خوردن آن روی شانه هاتان و دستتان می نشینند . سیدنی محل زندگی یکی از بزرگترین خفاشهای دنیا است اولش فکر میکنید که اینها دسته های کلا غ هستند اما بعد می بینید که نه اینها دسته های صدتایی خفاش های بزرگ هستند. آنها را می توانید روزها  در روی درختهای سطح شهر و دربعد از ظهر ها و  شب در آ سمان پیدا کنید . کلا غها با صدای غار غار متفاوت و مسخره   مرغهای مینا که مثل کنجشک ها در ایران در همه جا پیدا می شوند . مرغهای دریایی با منقارهای بلندشان که همیشه دنبال غذا می گردند و کبوترها و همه و همه تنها پس از مدت کمی رنگ می بازند و دیگر هیچ رنگی ندارند و صبحها پنجره اتاقتو می بندی تا دیگه صدای آنها را نشنوی .

 

 

خیلی ها در دنیا آرزویشان این است که فقط شبی رو  در کنار اوپرا هاوس(  Opera house)  باشند  یا از بالای هاربر بریج(Harbour bridge) هفتاد و چند ساله با ترن رد شو ند اینجا یکی از جاهایی که مردم دنیا حسرت بودن در اینجا را برای سال نو می کشند . اینجا یکی از قشنگترین جاهای دنیاست تصورکنید بوتانیک گاردن(Botanic garden) و خط ساحلیش بعد از آن اپرا هاوس بعد از آن پل هاربر بریج بر اقیانوسی که جلوش متبلوره و انواع قایقها و کشتیها و کروسها(Cruise) و فری(Ferry) وتاکسی های آبی  می تونه  یکی از قشنگترین جاهای دنیا باشه . یا اینکه ا صلا می دونید ویک اند(Weekend) در دارلین هابر           (Darling Harbour) یعنی چه  انواع کلابها (Club)و بارها(Bar) و پاپ ها(pub) پل زیبایی که برای رد شدن کشتی های بزرگ بازو د بسته میشه انواع باربی کیو و داخل کلابهای هم که هستی نسیم اقیانوس صورتت رو نوازش می ده  . انواع موزیکهای لاتین و اسپنیش  اسکله  های فراوان نه آقا اصلا می دونید ویک اند در سیدنی یعنی چی برای مردم اینجا یعنی همه چی  انواع باس پارتی(Bus party) کروز پارتی(Cruise party)  دنس (dance) دیسکو(Disco) و سکه های استار سیتی(Star city) شیشه های خالی فراوان انواع  مشروبها کنار خیابان     اره می تونه رویایی باشه  اما     نه    نه    نه     حالا دیگه فقط دنبال یه جای آروم می کردی که صدای شبو  و  سوکو تو گوش کنی و باز هم همش دیگه برات رنگی نداره.

 

 

دیگه نمی خوام که از هات(Hot) بودن دخترهای آمریکای جنوبی صحبت کنم دیگه نمی خوام از روح سرد دخترهای اروپایی قلبهای آهنی دخترهای اوزی(Ozzie) صحبت کنم دیگه نمی خوام  دخترهای آیریش          (Irland) راقشنگ ترین در دنیا معرفی کنم حتی دیگه الان آرومی  کره ای ها و چینی ها و ژاپنی ها هم برام مهم نیست حتی  برام مهم نیست که از اونا بدم می یاد .

 

و دیگه ازصدای  پینک(pink) و د ید و(Dido) فو فایتر(Foo fighter) و کریسیتینا(Christina) هم خوشم     نمی یاد حتی حقوق رویایی هم راضیم نمیکنه  دیگه نمیخوام از بالا پشت بوم آپارتمان   سیتی  رو ببینم . دیگه  می خوام همه لغات اسپنیش را که یاد گرفتم  را  فراموش کنم دیگه نمی خوام برای آندره آ      (Anderea)از فرهنگ قدیم و کهن  پرشن بگم دیگه دوست ندارم که لبنیزها (Lebanese) بهم بگن برادر   راستش الان فقط دنبال یک کاناپه ام که کمی بخوابم .  اصلا میدونید وای به حال اون کسی که از سیدنی فقط از قهوه تلخ و سیگارش لذ ت ببره.   

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط دایی محسن  | 

 
*
**
*********
*****************

کپی برداری از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز میباشد .
All Rights Reserved 2005-2006 © by mosaferau.Blogfa.com

******************
*********
**
*